پردیس بلاگX
خاطرات یک پزشک

بازگشت دوباره
شنبه 9 مرداد 1389 ساعت 20:32
بازم برگشتم مثل همیشه خسته ام از عالم ادم شاکی دیشب کشیک بودم بدنم درد میکنه باز مثل همیشه داشت از مزایای ویتامین دی حرف میزد دیشب یک ساعت خوابیدم  بدترین چیز برام صدای زنگ تلفن ه!
امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
تخمدان
دوشنبه 27 مهر 1388 ساعت 12:21

مطلب جالبی به ذهنم رسید که حسش اومد بگم در صحبتی که با یکی از استاد های بخش زنان داشتیم بیان کرد:بعد از مغز برای یک خانم مهمترین ارگان تخمدانهاست! تاکید میکرد زیر سن 50 به هیچ وجه تخمدان ها رو در نیارین چون میل جنسی یک زن ازش میگیرین و بدون این میل زن زنده نیست!!! مرگ! طبق اماری که از خانومهای بالای 70 سال در امریکا گرفته بودن خیلی از این خانومها بیان کردن ما برای سکس زندگی میکنیم و بدون این زندگی بی معناست ! من در تعجبم

مغز=تخمدان =سکس=زندگی

  عجبا !!!! هنوز مبهم برام

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
رنج خیانت
يکشنبه 26 مهر 1388 ساعت 11:22

«… رنج خیانت، هزار و یک زبان دارد.

زبان گریستن بدون اشک؛ زبان خیره‌شدن به دیوار؛ زبان پنهان‌کردن صورت توی شکمِ نه‌چندان نرم بالشی با پر غاز و … زبان لودگی

هرکدام از این زبان‌ها ویژگی خودشان را دارند. سرت را که می‌کنی توی بالش، مایوسانه سعی می‌کنی نبینی.

اما وقتی خیانت می‌کنی و به خاطرش رنج می بری، با چشم نمی‌بینی. نه این‌که با چشم نمی‌بینی؛ حتی اگر چشمت را ببندی باز هم می‌بینی.

زبان لودگی بدترین زبان است. رنج خیانت با زبان لودگی یعنی دردی مضاعف.

هم رنج می‌کشی و هم وانمود می‌کنی رنج نمی‌کشی.

تصور‌کردن اتفاقی تاگوار که به طور منطقی احتمال وقوع دارد، خود‌به‌خود استرس ایجاد نمی‌کند. نگرانی وقتی شروع می‌شود که روحت، دیرتر از معادلات منطقی ذهنی به اتفاق ناگوار نزدیک می‌شود…»

برگرفته از کتاب «بهار ۶۳» نوشته‌ی آقای مجتبی پورمحسن. نشر چشمه –۱۳۸۸

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
زمین لرزه
شنبه 25 مهر 1388 ساعت 15:04

تهران لرزید ... به همین سادگی 3.9 ریشتر

امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : زمین لرزه تهران,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
پست
دوشنبه 20 مهر 1388 ساعت 13:52

نمیدونم چی بگم اما بزرگترین چیزی که داره اذیتم میکنه دروغ گفتن های اگاهانست مجموعه ای از کار های اگاهانه عادت کردن ها نمیدونم دیگه چی درسته چی نیست هر از گاهی ادمایی وارد زندگی میشن که ترکشون سخته نمیدونم همش ۱ نشانس چیه هر از گاهی کم میارم الانم کم اوردم زندگی شبانرو دوست دارم زندگی متفاوتی که پر از ارامشه . خسته ام از خیلی چیزا بیماریم داره هر روز پیشرفت میکنه ادم ها روابط ها نمیدونم چی شد که روزی وارد زندگیم شد خیلی راحت با ۱ شوخی شایدم ۱ احتیاج بود این زندگی که دارم دوست ندارم همش دارم فرار میکنم از عالم و ادم منتظرم روزی بیاد که همه چی اروم باشه دوست داشتم بمونم چون خیلی خوبه ! همه چی هست اما دلم مضطربه داره نابودم میکنه .... سردرگمم .

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
شنبه 11 مهر 1388 ساعت 18:37
اخه به کی بگم لعنتی ا من سنم رفته بالا نیاز به ارامش دارم چرا اینقدر سر صدا میکنین ۱ ساعت در روز میخوام اروم باشه ما را نمودین سر درد گرفتم از بس تحمل کردم...
امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
میشناسمت
جمعه 10 مهر 1388 ساعت 14:20
میگه از اول میشناختمت اره شاید راست میگه اما منم راست گفتم زندگی سگی از زمانی شروع شد که بزرگ شد اره من گفته بودم صبر میکنم اما هر روز مزخرف تر شد من راست میگفتم کم کم خورد شدم همه چی تموم شد با کلی داستان تو منو بزرگ کردی این فکر تو غلط  کردی ! اون زمانا که من خورد ه خورد بودم توام بودی ؟ تو کی هستی فکر میکنی چی میدونی از من که راحت همه چی میگی میدونی خواستم تمومش کنم بعد از مدت ها اما باز نشد من موندم ۱ زندگی گه ... اره سیگار شد بهترین چیزم تو چی میدونی من مرگ دیدم اما فقط غرلند شنیدم از من میپرسی به کسی قول دادی اره داده بودم زندگی اون چیزی نیست که میبینی حالا برو حال کن واسه من فقط ناراحتی و کلی یاد اوری خاطرات گذاشتی زندگی که قرار بود ساخته بشه   دارم میرم مثل سابق زندگی کنم همین تنهایی بهترین چیزه کوچولو
امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
دوشنبه 6 مهر 1388 ساعت 20:12
ازدواج با 4 زن بهتر از خیانت به همسر است!
امتیاز : 4 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
جندگی
يکشنبه 5 مهر 1388 ساعت 15:01

در محل ما جندگی رایج از تمام نقاط تهران میان اینجا برا کسب در امدی صاذقانه یا پیدا کردن ب ف های پولدار انواع و اقسام ادم ها رو میتونی ببینی چیزی که این بین برام جلب توجه کرد چند وقت پیش دخترکی عقب مانده ذهنی دیدیم با ارایش غلیظ وایساده بود اتو بزنه!!! با خدم گفتم خوب اینم دل داره و اما باز امروز دیدمش باز هم وایساده بود... نکته جالب توجه دیگه ۲ تا دختر راهنمایی با روپوش مدرسه و ارایش شدید و ۱ ابنبات به دستشون و دهنشون و اتو میزدن ! نمیدونم دنیا دست کیه اصلا کی به کیه هر چیزی سنی داره و عرفی ...  دارم دوباره درس میخونم!

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |
دماغ
شنبه 4 مهر 1388 ساعت 21:33

بعد بیست اندی زندگی بعد از چند سال اشنایی اولین نفری بود که بهم گفت دماغت عمل کن!!! اخه بزغاله چی شد ۱ هو دماغ ما ۱ شب نیاز به عمل پیدا کرد همش تاثیر حرف مادر زنم بود بز مغز!!!  

 

امتیاز : 3 | نظر شما : 1 2 3 4 5 6 | برچسب : ,
نوشته شده توسط 1 انسان | موضوع: | لینک ثابت |

صفحه قبل 1 2 3 4 5 6 7 صفحه بعد